|
پنج شنبه 9 اسفند 1391برچسب:, :: 23:17 :: نويسنده : sia
باید تورو پیدا کنم...شاید هنوزم دیر نیست... تو ساده دل کندی ولی...تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بی تاب منی...بازم منو خط میزنی باید تورو پیدا کنم...تو با خودت هم دشمنی... (آخ که چه اشکمو در میاره این یه تیکش) : کی با یه جمله مثل من...میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از...رفتن پشیمونت کنه... دلگیرم از این شهر سرد...این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی...حس میکنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها...سوی چشامو میبره عطرت داره از پیرهنی...که جا گذاشتی میپره باید تو را پیداکنم...هرروز تنهاتر نشی راضی به با من بودن...حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه...پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو...احساسمو باور کنی... "اینا حرفاییه که خیلی دوست دارم بدونی. از طرف دیگه اصلا دوست ندارم با این حرفا اذیتت کنم.میبینی بین چه دو راهی بدی قرار گرفتم؟! اینجا مینویسم شاید... نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |